گروه معماری منظر، دانشکدۀ معماری، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران
چکیده
جهانخوار امریکا-اسرائیلی، سرخورده از نیمقرن توطئههای پنهانی و نیابتی، عاقبت نقاب از چهره انداخت و با تعرض به قلمرو ایران نیت خود را با صدای بلند آشکار کرد: تضمین منافع امریکا-اسرائیلی با یکپارچگی ملی و وحدت سرزمینی ایران ممکن نمیشود؛ تجزیۀ ایران چارۀ کار است. آخرین تدبیر ائتلاف شوم امریکا-اسرائیلی برای تجزیۀ قومی و جغرافیایی ایران، سرنگونی نظام مردمی آن از طریق تسخیر «خیابان» است. برای این مقصود در سال ۱۴۰۴ در سه مرحله توطئۀ تسخیر «خیابان» از سوی ائتلاف شیطانی اجرا شد. 23 خرداد باور داشت که در ادامۀ هجوم نظامی، مردم به «خیابان» خواهند ریخت و نظام سرنگون میشود. هجوم را انجام داد، اما مردم به خیابان نیامدند. بلکه وحدت ملی و حب وطن که در دلشان افزون گشته بود ادامۀ نبرد نظامی برای شیاطین را هم بیفایده ساخت. لذا تا توطئهای دیگر تقاضای آتشبس کردند. 18 دی نقشه عوض شد، زیرا در مرحلۀ قبل نیروی خارجی موجب وحدت ملی شده بود. پس مزدوران داخلی را اجیر کردند تا در قالب گروههای چریکی به ترور کور در نقاط منتخب بپردازند؛ بدان امید که مردم ناراضی از گرانیهای ناشی از سیاستهای ارزی دولت به آنها بپیوندند، «خیابان» را تسخیر کرده و مقدمۀ سرنگونی نظام فراهم آید. با فراخوان رضا پهلوی گروههای ترور، جامعه را به آشوب کشیدند. راهبرد آنان خروج از دنیای مجازی و اعلام موجودیت در عالم واقع از طریق تسخیر «خیابان» بود. بدان امید که با جرقۀ گروههای ترور، مردم ناراضی به «خیابان» خواهند آمد و موقعیت مناسب برای مداخلۀ نظامی خارجی فراهم میشود تا از دو سو نظام را محاصره و ساقط کنند. در عمل اما، با فاصلۀ یک روز و اندی از غلبۀ ترور بر خیابان، نیروهای انتظامی وارد میدان شدند و رویارویی دو گروه، اگرچه به تلفات سنگین دو طرف و مردم بیگناه انجامید، اما مانع تصرف «خیابان» شد و مقدمۀ ورود قوای بیگانه محقق نشد. در گام سوم، تحلیل دشمن امریکا-اسرائیلی همچنان مبتنیبر تسخیر «خیابان» بود. تصورشان آن بود که در مرحلۀ قبل، سرکوب نظامی گروههای ترور مانع تکمیل نقشه بوده است. لذا اینبار اقدام نظامی محدود را نقطۀ شروع قرار دادند تا مرحلۀ ترور و آشوب در خلاء قدرت پس از آن آغاز شود. 9 اسفند جنگ رمضان با هجوم امریکا-اسرائیلی شروع شد. در ضربۀ اول، رهبر انقلاب و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی به شهادت رسیدند. اما حلقههای بعدی زنجیرۀ نقشۀ امریکا-اسرائیلی مطابق پیشبینی آنها محقق نشد. قوای نظامی ایران بهسرعت وارد مقابلۀ نظامی بازدارنده و تدریجاً هجومی شد و ملت پشتیبان نظام نیز بهسرعت «خیابان» را به تصرف خود درآورد. حضور بیوقفۀ ملت در خیابان حماسه آفرید. نهتنها مانع نقشآفرینی گروههای ترور شد، بلکه مقدمۀ روحافزایی، حس وحدت و قوام روح سلحشوری ملت گردید. در این هنگام مسئولان کشور نیز که پی به خاصیت عملی «خیابان» برده بودند، بیوقفه بر تداوم حضور ملت در «خیابان» پای فشردند. بهسرعت سیاست حفظ «خیابان» برای حفظ نظام به سیاست اصلی جنگ رمضان بدل شد. «شما خیابان را داشته باشید، ما میدان را خواهیم داشت» (مجید موسوی فرمانده سپاه ۴۰۴/۱۲/۱۲). «حضور و مشارکت [در خیابان] واجب کفایی محسوب میشود» (آیتالله سیستانی ۴۰۴/۱۲/۱۶ا). «این سرباز کوچکتان سه درخواست از شما دارد : خیابان، خیابان، خیابان» (قالیباف ۴۰۴/۱۲/۲۰). «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود، چه بهصورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید و چه بهصورت انواع نقشآفرینیهای مؤثر در عرصههای مختلف» (آیتالله مجتبی خامنهای ۴۰۴/۱۲/۲۱). «قسم میخورم حضور مردم در خیابانها ثوابش به مراتب از عبادت در سحرهای ماه رمضان بیشتر است» (ایتالله مروی ۴۰۴/۱۲/۲۶). شکلگیری ادبیات دینی و اجتماعی در تأیید مقام خیابان و اهمیت آن در سرنوشت جامعه، دستاورد توطئههای امریکا-اسرائیلی در سال ۱۴۰۴ بود. بروز رویدادهای بینظیر در فضای خیابان مؤید ظرفیت بزرگ آن در ساخت و تعیین سرنوشت اجتماع است. اگر قرآن به شهادت آیۀ «انالله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم» (سورۀ رعد، آیۀ 11) سرنوشت جامعه را نتیجۀ وضع افراد آن دانسته، قهراً «موقعیت» رشد افراد امری راهبردی تلقی میشود. در اینجا نقش «خیابان» بهمثابه «مکان» تجربۀ عملی انسان در معاشرت با اجتماع یگانه میگردد. همین نقش برای خیابان کافی است تا مدیران و برنامهریزان دیگر خیابان را صرفاً ابزار تردد نشمارند. بلکه آن را «مکان» ظهور قوای نهفته در اجتماع بدانند و در هنگام برنامهریزی، طراحی، ساخت و مدیریت، متوجه باشند که موضوع کارشان مهمترین اندام شهر و مدرسۀ انسانسازی و جامعهسازی است. خیابان همانطور که ساحل نجات جامعه در نقابل با هجوم امریکا-اسرائیلی بود، در مرحلۀ ساخت کشور نیز فرصتی بیبدیل است. باشد که شناخته شود.