آیه‌های دوا و شفا

نوع مقاله: ترویجی

نویسنده

استادیار دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا، دانشگاه تهران

چکیده

در غرب پیش از رنسانس، تنها باغ‌های مثمر با گیاهان دارویی و اغلب در جوار صومعه‌ها برپا می‌شدند. رهبانیت و دوری از مظاهر جذاب دنیا که شعار مسیحیت قرون وسطی بود، مانع از آن بود تا باغ به عنوان یک محصول فرهنگی و ذهنی در آن سرزمین به حساب آید. در این تفکر، زمین و هرچه در آن بود، رقیبی برای فهم حقیقت و ماوراء طبیعت بود. پرهیز از طبیعت موجب شد باغ برای گروه گیاهان دارویی پدید آید. در نتیجه باغ از یک سو محصول و از سوی دیگر موجد گیاهان دارویی بود. سازندگان باغ، که از طرح‌های هندسی برای تقسیم‌بندی عرصه آن استفاده می‌کردند تا کرت‌های بیشتر و مناسب‌تری برای کشت به دست آورند، درصدد برنیامدند تا به نظم باغ‌های خود بعد جدیدی اضافه کنند. از این‌رو موضوع قابل بررسی در این باغ‌ها به انواع گیاهان، خواص و روش‌های کشت آنها محدود می‌شد.
در مقابل، در دنیای شرق باستان، ضمن آنکه دانش‌های مربوط به گیاهان و خواص سلامت آنها رایج‌تر و پیشرفته‌تر بود، باغ محصولی فرهنگی به حساب می‌آمد؛ زیرا زمین در پیوندی وثیق با آسمان به سر می‌برد و همراهی زمین و زمینی‌ها برای دستیابی به آسمان و مواهب آن، شرط لازم شناخته می‌شد.
تمنای حقیقت و عالم بالا، آنچنان‌که در ذهن شرقی‌ها تعریف می‌شد، موجد باغ، و عناصر طبیعت از جمله گیاهان، ابزار آن بودند. در این نگاه، محصول باغ، آرامش و حال آن فرصتی برای دستیابی به عوالم برتر بود.
این نگاه در جهان اسلام نیز با اندکی تفاوت رواج داشت. در سرزمین‌های شرقی، خواه در چین با آیین‌های تائو و شینتو، یا هند با هندوئیسم و ممالک اسلامی، طبیعت و عناصر آن از جمله گیاه، عنصر واسط و ابزاری برای لمس حقیقت شناخته می‌شود. از این‌رو معابد تائو در دل طبیعت و معبد هندوها در زیر درختان و معبد مسلمانان، مسجد، در طبیعتی بی‌آلایش و منزه از الحاقات و افزوده‌های انسانی برپا می‌شود.
مبادله فرهنگ‌ها در طول تاریخ و عرض جغرافیا موجب شد تدریجاً مفاهیم به دست آمده در یک فرهنگ به عنوان عنصر منظر به فرهنگ دیگر نیز رسوخ کند.
گیاهان مقدس از آن جمله است که اگرچه در اندیشه اسلام نمی‌تواند واسطه فیض الهی باشد، اما به قرینه پذیرش ادیان باستانی ایرانیان و همچنین باورهای عامیانه سرزمین‌های مجاور با اندکی تسامح، نشانه توسل به اولیایی قرار می‌گیرد که به صراحت قرآن می‌توانند برای شفاعت اذن خداوند را داشته باشند. از این‌روست که در سرزمین اسلامی ایران، درختان زیادی در مقابر مقدس و مکان‌های آئینی دیده می‌شود که به نشانه توسل به اولیاء دین، مورد رجوع عامه هستند و به نشانه پیوند معنوی و قرار ذهنی با او، برای رسانیدن پیام به مرجع مطلوب، گره‌ای بر شاخسار آن می‌زنند.
این‌چنین باغ‌ شفابخش از پهنه‌ای کالبدی به سیستمی غینی-ذهنی با بازیگری و نقش‌آفرینی گیاهان و سایر عناصر طبیعت بدل می‌شود که به آدمیان هم شفای جسمی می‌دهد هم سلامت روحی.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Healing Verses

نویسنده [English]

  • Seyed-Amir Mansouri
چکیده [English]

Before the Renaissance, in the West fruitful gardens with medicinal herbs were established often near the monasteries. The gardens were not considered as a cultural and subjective product because the idea drawn from monasticism and avoidance of the fascination of the world became dominant as the motto of Christianity in the Middle Ages. In this philosophy, the earth and all elements were a rival to understand the truth and supernatural elements. As a result, medicinal plants were the product and the cause of such gardens. The garden designers used geometric designs to divide the area and create more plots for cultivation. They did not attempt to consider a new dimension for the order of their gardens. Therefore, the main concerns in the gardens were limited to a variety of plants, properties, and methods of cultivation.
In contrast, in the East at the same era, plant-related knowledge and their health properties were more common and thorough. The gardens were considered as spatial and cultural elements. Eastern believed that the earth is in a solid bond with the heaven, and reuniting with the earth and the universe was a prerequisite to go to heaven and reap its benefits.
Therefore, in the Eastern mindset, the desire for knowing the truth and the heaven required establishing the gardens and using the elements of nature such as the plants as the tool to fulfill this goal. From this point of view, the gardener's product as a symbol of peace and tranquility was required to ascend to heaven. The same mindset with also minor differences can be found in the Muslim world. In the eastern territories, whether in China with the Taoist and Shinto rituals, or in Hinduism in India, or in Muslim countries, both nature and its elements, such as the plant, are mediators to discover the truth. For this reason, the Taoist temples lie in the heart of nature and the temples of Hindus are under the trees and temple of the Muslims, the mosque, are established in an intact nature devoid of man-made add-ons. Due to cultural exchanges throughout history and across geographical boundaries, the acquired concepts of one culture have gradually found their way to another culture as an element of the landscape. One of these elements is sacred plants. Although in Islam the sacred plants cannot be pleaded to intercede with God and receive the divine grace, they turned to a symbol of the intercession with God as soon as ancient Iranian religions and the common beliefs of the adjacent territories were treated leniently. In Quran, they are also explicitly referred to as the intercession with God. For this reason, in the Islamic land of Iran, there are many trees in the sacred tombs and ritual places. They are referred to as the sign of the intercession with Imam or prophets. People plead the tree not only for conveying their message to him but also for showing their spiritual connection to God and honoring their solemn promise gave themselves. In such a view, the physical aspect of the healing garden turns into an objective- subjective system in which plants and other natural elements play a key role in healing human beings’ physical and mental problems.