محله نوین؛ الگوی جامعه‌شناسی شهری از توسعه محله‌ای

نوع مقاله: ترویجی

نویسنده

دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه الزهرا

چکیده

به دنبال رشد وسیع فیزیکی شهرها و گسترده شدن دامنه مبادلات انسانی موضوع هویت‌یابی در محله‌های مسکونی و سازماندهی روابط ساکنین شهری با سکونتگاه‌های زیستی در شهر، واحد محله شهری به یکی از لوازم ضروری ساماندهی شهر تبدیل شده است. در دهه‌های اخیر محله، محیط اجتماعی و انسانی آن به ویژه در سطح روابط اجتماعی زمینه را برای برنامه‌ریزی بهتر بازسازی شهری فراهم کرده است. از لحاظ علمی و نظری موضوع محلات شهری به مسئله‌ای مهم در ادبیات شهری تحول‌یافته و توجه بسیاری را به خود جلب کرده است. مفهوم اجتماع (Community) در این بررسی به واحد کوچک محل در یک شهر نیز اطلاق می‌شود. مفهوم اجتماع طی دهه 60 تا مدت‌ها بر اساس مبانی مختلف از حوزه اطلاعات جامعه‌شناسی حذف شده بود. از این تاریخ به بعد این مفهوم تنها در رشته‌های مورد ارتباط با سیاست‌های اجتماعی مورد استفاده قرار گرفت. در چند دهه اخیر نوعی علاقه فزاینده به احیای مفهوم و واقعیت قابل تحقق اجتماع در بین محققان شهری به ظهور رسیده است. محله واحد اجتماعی درون شهر تعریف می‌شود که ساکنین آن ممکن است بر حسب خصوصیات ویژه جمعیتی گرد هم آمده باشند. موقعیت اقتصادی از قبیل نوع شغل، شرایط عمومی اجتماعی مانند سطح برخورداری و رفاه اقتصادی و نیز تفاوت‌های فرهنگی و نژادی از جمله خصوصیاتی است که ممکن است محله‌نشینان را از یکدیگر متمایز کند. به علاوه افراد ساکن در یک محل به لحاظ فضای شهری و نوع تلقیات فرهنگی و شهروندی ممکن است در یک محیط مشترک زندگی و آرمان‌ها و ارزش‌های مشترکی را مورد هدف قرار دهند. محلات شهری، از لحاظ سازمان اجتماعی و نیز کارکرد و فعالیت ساکنین آنها از یکدیگر متمایزند. از جمله عوامل مؤثر در تغییر ساختار محلات شهری طرح‌ها و برنامه‌ریزی‌های کنترل شده شهرها در دوران جدید است که به گونه‌ای غیر مستقیم سازوکار طبیعی شبکه زندگی و فعالیت محله‌ای را دگرگون کرده است. دگرگونی فوق به دنبال خود تأثیرات فراوانی در شکل‌گیری ادراک، احساس و رفتار جدید در شهرنشینان همراه داشته است. بر اساس فرایند توسعه برنامه‌ریزی شهری، ایجاد شهر بر طبق تنظیم جغرافیایی جدید و یا دخالت در تقسیم‌بندی فضایی منجر به تجدید ساختار کالبدی شهرهای مدرن در شکل نواحی منفصل و بی‌ارتباط شهری شده است، در صورتی که محله‌های سنتی محصول انتخاب طبیعی ساکنین و خانوارها و برخوردار از رشد طبیعی بوده است. به طور کلی، محله‌های شهری پدیده‌های بنیادی در نظام تنظیم شهری در گذشته و نیز در حال حاضر در بسیاری از کلان‌شهرهای جهان از جمله کشور ما تلقی می‌شوند. با مطالعه سیر پیدایش و توسعه محله‌های شهری می‌توان دریافت که محله‌گزینی در بسیاری از شهرهای بزرگ در سطح کشورهای جهان در ارتباط مستقیم با کارکردهای اقتصادی و اجتماعی موجود در این شهرها قرار دارد. این نوشتار ضمن نقد اجتماعی ساختار فضایی و اجتماعی شهرها در دوران جدید به دلایل و نیز چگونگی بسط و توسعه مفهومی و تحلیلی محله‌گرایی جدید می‌پردازد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

New Neighborhood; Urban Sociology Pattern from Neighborhood Development

نویسنده [English]

  • Seyed Yaghoub Mousavi
Assistant Professor of Social Sciences, Alzahra University, Tehran, Iran.
چکیده [English]

Since the city growth has increased widely, human relationship have broadened to a great extent and identity is added to every human neighborhoods to organize human relations based on urban settlements, defining urban neighborhood is quite essential in organizing new cities. Recently, the neighborhood and its social environment, especially in social relations, have provided an appropriate basis for better urban renewal planning. Therefore, the current subject of urban neighborhoods has become a serious matter in urban contexts theoretically and scientifically as well. In this paper the “community” is referred to as a small unit in a city. The term community had been eliminated from the field of information society from 1960 to recent decades. Since then, this term had only been used in sciences that are related to social politics. There has emerged a growing interest among urban researchers in regenerating this concept and this realizable reality. A neighborhood is a social unit within the city where people of the same characteristics have come together. Economic position such as the type of job, general social conditions such as the level of benefiting from welfare services and the cultural and racial differences are among different features that makes every neighborhood distinctive from the other. In addition, the neighborhood residents can develop common goals due to the fact that they have common beliefs and cultures and live in the same environment. Urban neighborhoods are different in social organization, functions and resident actions. The latest urban designs and planning control that have transformed the natural mechanism of life indirectly are among the factors that have changed the structure of urban neighborhoods. The above changes had extensive effects on the formation of new perceptions, feelings and behavior in residents. According to urban planning and development process, city formation on the basis of new geographical planning or intervening spatial organization will lead to Physical restructuring of the modern cities in forms of  separate and unrelated sectors in the city, while traditional neighborhoods have resulted from natural selection and the natural growth of inhabitants and households. Generally, urban neighborhoods are considered a fundamental matter in the past and present urban planning system in many metropolises of the world including our country. Studying the advent and development process of urban neighborhoods, one can conclude that the neighborhood selection in many large cities of the world is in relation with the available social and economic functions in these cities. This paper is a social critic of spatial and social structure of the cities and also discusses the reasons and how to develop new conceptual and analytical new neighborhoods.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Urban Neighborhood
  • Neighborhood development
  • Urban Development
  • Neighborhood planning
  • Neighborhood Identity